شعر وخاطرات
عمری رابا قلم عاشقی توبودم وبا رویایی تو زمزمه آرزوهایم را می نوشتم وبرای تو می نوشتم اندیشه ای زندگی را اینک توبا آب سرد عاشقی آتش نغمه سرایی مرا به یاس وناامیدی خود خاموش ساختی کاش نمی سوزاندیم حسرت یار دیگر را دارم در دل دیر زمانی در نیمه راه عشقم دیر زمانی است با دلی سوخته در راهم وتو می دانی آوارگیم را توی که با نگاه مهربانت مرا می خوانی واشکهایم را با دستان مهربانت پاک می کنی واکنون مرا آرام آرام به آغوشت گرمت می خوانی وبرایم آوازه ای گرمی دل را برسینه ام می سرایی وقتی آغوش گرم تورا به سینه می چسبانم به چشمان پرمحبت تو می نگرم زیره چتر عاشقی ام برایت به سینه ای سوخته ات این جمله را همواره می نویسم دوستت دارم دوستت دارم نگاره زندگی ام با چشمانی پراز اشک محبت آمدی تا پنجره ای پاک عاشقی را به روی چشمانم باز کنی تا گوهر پاک عاشقی را بابوسه ای لبریز از عشق به سینه ای خاموشم زمزمه کنی واینک :«چشمان منتظره مرا خواهی دید ولحظه هایی که بی تو برای من نبود زندگیست دوستت دارم همیشه ونگاهت از مستی چشمانت بااولین بوسه ای تو دیوانه شدم وگرمای آغوشت مرا دیوانتر هنوز در تب وتاب توام وگرمایی آغوشت ونگاهی که رده نگاه مرا دنبال می کند بیا که بی صبرانه تورا می خوانم تاانتهایی سکوت تا انتهایی شب دوست دارم دوست دارم همیشه برای من تنهایک تصویر از چشمانت کافیست تو ستاره ای زندگی منی با تو آرامش را برزندگی می نوسم شاید رویایی توراباز ببینم در یک شب مهتابی ای ستاره ای من زندگی من






| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |











