تبليغاتX
محبوب من
محبوب من

شعر وخاطرات

 

 ارزش عشق تورو داشتن

همون دوماه بودش که جمعش کنی

اینو من وقتی فهمیدم که

تموم عمرمو به پاد ریختم

اونم نه به خاطره جسمت

 بلکه من فکر می کردم

ارزشایی دیگه ای توی وجود توهست

که منو خاطرخواه کرده بود

افسوس که تموم  عمرمو به پایی تو ریختم

برام دوری تو و از دست دادند

 غیرقابل تحمله

 

 منو مجبور کردی قلبمو تکه وپاره کنم 

تابتونم تورو برا همیشه فراموش کنم

افسوس می خورم برا دل بی گناهم

که دل به تو داد وحالا

تاوان دوری تورو هم داره بده

 یه روزی می فهمی براد صداقت داشتم

واینو تونفهمیدی

کاش جدایی تو برام آسون بود

ونفس کشیدنم راهت بود

هر شب وهر روز  میشنم و دل خونمو

آرومش می کنم

 

وبرا تو دعا می کنم

حالا دیگه چیزی ندارم برا ازدست دادن

                 نفرین بر دل سنگ تو

 

وقتی خاطره وقتی خاطره های تو نشسته تو خیالم! ...

بی تو من اسیر دست آرزو های محالم!

یاد من نبودی اما.من به یاد تو شکستم!...

 غیر تو که دوری از من.دل به هیچ کسی نبستم!

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 10:8 توسط مجید| |

برای آخرین بار بهش التماس کردم

بهش گفتم چقدر بدون عشقش تنهام

گفتم هنوز که هنوزه به انتظارش  ایستادم

تا برگرده

اماآخرین کلامش مرگ قلب من بود

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 11:26 توسط مجید| |

کاش احساس مرا

ازگرمی دستانم به قلب بی خبرت می بردی

کاش صدای قلب شکسته ای مرا  می خواندی

وبه زمزمه ها دل عاشقم گوش می داد

آرزومه بیش از این عمر نکنم بی تو

واگر روزی به دیدارم آمدی خواهی  فهمید که

هنوز زمزمه ای قلبم تو بودی

برای داشتنت خودمو رسوایی همه کردم

برات اشک ریختم

بهت التماس کردم نرو

اما رفتی و تنهام گذاشتی ومن

دیگه برام مهم نیست سرنوشتم چی می شه

من دارم گریه می کنمو و برات می نویسم

می نویسم تورو خیلی دوست داشتم و دارم

اما بدون خیلی بی وفایی کردی

با این حال هرجا که هستی از خدا می خوام

مواظبت باشه وبرات دعا می کنم سالم باشی

دوست دارم همیشه عزیزم

الهی همیشه سالم باشی

خدا نگه دارت عزیزم

نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 11:54 توسط مجید| |

وقی تورو خاکت می کنند

هر روز به دیدنت میام

وقتی همه تنهات می زارندو می رند

این من هستم که رو قبرت می افتم و ناله سر می دم

وقتی برا همه فراموش شده میشی

من با دسته گلای قرمزو صورتی به دیدنت میام

وتورو یادت می کنم

وبرات از تنهاییم می گم

وقتی تورو خاکت کردنت

هرروز می بینمت

اونوقت دیگه کسی نیست که

مزاحمم بشه حتی خودت

که کم منو دوست می داشتی

گلای قرمزو صورتی رو

یکی یکی رو قبرت می ریزم

برات دعا می کنم و

کنار تو می خوابم

وقبرتو رو به آغوشم می گیرم

حالا هر چه دوست داری

به من بی وفایی کن

اما یه روز میاد که بفهمی

من عاشق واقعی تو بودم

برا دوریت گاهی روزا گریه می کنم  تا دلم آروم بگیره

نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 10:16 توسط مجید| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت