محبوب من
شعر وخاطرات
من یه بخش ازعمرو زندگی جدا نشدنی توام چه کسی می تونه بخشی از زندگی خودشو از خودش جدا کنه حتی اگه سعی کنی فراموشم کنی که نمی تونی باز من کنارت بودم باهات زندگی کردم
برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود
من یک خاطره یا یک داستان نیستم
آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلوده اش را مستی رويا نبود
نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود
عکس شيدايی در آن آيينه ی سيما نبود
لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت
دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود
در دل بيدار خود جز بيم رسوايی نداشت
گرچه روزی همنشين جز با من رسوا نبود
در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت
13:22 توسط مجید| |

| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |










