تاريخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت: 11:22
به تیر مژگان کشت مرا
هجران وفراقش آبم کرد
اگراز دست رفتم
خصی جز او ندارم
چراکه چشمان او قاتل من بود

با تو بودنم و گذر عمر
واکنون تنها یی یارمن است
حتی نوشته ها هم بی کس شده اند
همه همه چیز فراموش شد
وبه جزء تنهایی یاری نیست
واینجا پایان یه زندگی ایست
من روزهامو با اشک پر خواهم کرد
و دوست داشتنم را با گرمایی عاشقانه ات
همیشه گرم خواهم داشت
عاشقانه دوستت دارم