تبليغاتX
محبوب من
محبوب من

شعر وخاطرات

با من حرف بزن

اما  :

تردم نکن

به من بگو با من می مانی  با نگاه عاشقانه ات

از جدا شدن نگو   گر چه با فاصله های زیادی از من جدایی

با من بمان :

من: تنها برای تو می مانم وزنده ام

من: به ساغر مهر تو نیاز دارم

من: به تو تکیه داده ام

من : تو  را دوست  دارم   نیاز من تویی

                     تکیه گاهم تویی

نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 12:12 توسط مجید| |

دل به لرزه می افتد

چشم به انتظار دیدارت می ماند

پنجره را به امید نگاه تو می گشایم

ودل را فرشچین امدنت می کنم

برای تو دلتنگم 

برای دیدن چشمهایت به انتظارم

وبرای دیداری دوباره ات

پشت پنجره ای خانه ام به انتظارم

می دانم  تو نیز به انتظاری و

مرا می خوانی

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:8 توسط مجید| |

وقتی برای آخرین دیدار آمدم

تورا با با ان نگاه عاشقانه ات دیدم

که با همه وجودت  به من دوخته بودی

وبه من می گفتی با من باش

تو می نوشتی با اشکهای چشمانت به روی گونه هایت نامه ای را

که من بی تو جسمی خاموشم

از من دور مشو

ومن به شانه هایت تکیه دادم و

به اشک چشمهایت دلداری دادم

وبا بوسه به لبانت نگاشتم

هرگز هرگز

نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:11 توسط مجید| |

تکیه گاهم توی

من به آغوش مهربانیت احتیاج دارم

وقتی اشک می ریزی برای من  وقتی دلتنگی  با وجودم کنارت

چگونه می توانم بی تو باشم

دیگه گریه نکن دیگه اشک نریز

سرنوشت من و تو اینگونه بود

بیا کنار هم باشیم  وبه آوازه سرنوشتمان اندیشه کنیم   بیا گریه کنیم در کنار هم  وبه من تکیه بده عزیزم 

 

نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 10:10 توسط مجید| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت