تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 ساعت: 7:55
این عید سعید باستانی را بههمه دوستان وبلاگ نویس تبریک می گویم امید است سال خوبی رو در پیش رو
داشته باشید 


با آرزوی
سر بلندی
برای شما
مجید
تاريخ : یکشنبه بیستم اسفند 1385 ساعت: 9:53
دل: به انتظار چشمان پر شور تو ماندهدل :اینجا همیشه در کنار پنجره امید به انتظار توست
می دانم به مانند من به انتظار مانده ای
ومن هموار بی تاب تو با آب چشمه های دیده ام
به روی گونه هایم می نویسم او خواهد آمد
تاريخ : پنجشنبه دهم اسفند 1385 ساعت: 11:12
میدونی چقدر دلتنگم
با ان که در کنار توام
اما به اندازه یک عمر
فاصله دارم از تو
دلم غمگینه
خودتم خوب می دونی
اون واسه اینکه
به مثل من غصه می خوری و غمگینی نه
وقتی گلوم می گیره وقتی اشکم در میاد
بهت می گفتم
اگه دل من وتو توی اون زمونا یکی بودش
حالا با بودن یه عزیزه دیگه بیشتر زندگیمون گرم بودش
ومن تو رو چقدر دلمون رو شاد می کرد
اما افسوس که گذشت عمر ه من تو و حالا با حسرت باید
به همدیگه نگاه کنیم
تاريخ : یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت: 9:14
عزیزم محبوبمسالهایی زیادی رو
به انتظارت موندم برای دوری تو
بارها گریه کردم اشک ریختم
اما حالا 
همه اون غما رفته دیگه غصه ندارم
دیگه تنها نیستم تو رو دارم
دلم می خواد هر روز به دیدنت بیام
با یه شاخه گل سرخ
وقتی با توام چیزی نمی خوام
از خدا برای همیشه تو رو می خوام
دوست دارم نفسام با تو می مونه
بمون برام همیشه
تاريخ : شنبه پنجم اسفند 1385 ساعت: 9:43
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم