تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 ساعت: 8:41
اشک نریزمی دانم : قصه رنج تو را
می دانم غم های به دل نشسته تو را
از من دور مشو من اینجا مانده ام
قسم به اشکهای ریخته ات
قسم به دل سوخته ات
که من با تو می مانم
که من با تو می خوانم
مرثیه بودن را
زندگی را