تاريخ : چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 ساعت: 11:47
برای تو قلبی اکنده از مهر دارمبرای تو می خوانم مرثیه با هم بودن را
می خوانم برای تو همیشه
با اشکهای که از دلدادگی های تو دارم
دل برای تو بی تاب مانده
دوری تورا می خواند
چشمهای منتظره من به راه امدنت
دل برای تو می گرید
دل درد به برکه ای ازاشک مبدل شده
ومن بی تابانه چشم انتظار توام تا بیایی

منتظره صدایی زنگ توام من اینجا با چشمان بیمارم برای تو مانده ام
من زیره آفتاب سوزان به امید دیداری دوبار ه با توام
من به انتظاره امدنت می مانم 
من اینجا ایستاده ام برای دیداری دوباره
دیشب من امدم به دیدار تو
وتو منتظر ه من در پشت پنجره عشق به انتظار مانده بودی
دیشب امدم به آغوش مهربانیت و وتو را به آغوش مهرم پناهی دادم
دیشب در زیر رنگ آبی زندگی
بر ای تو نوشتم از با تو بودنم
من چراغ انتظار تو را به روشنایی عشق روشن نمودم
من با بوسه ای بر گونه هایت نوشتم با تو بودن را
تا به وقت بی نفس شدنم
من برای تو خواهم ماند تابه امدن مرگ زندگی
تاريخ : پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت: 12:1
i6.tinypic.com/157j3ar.jpg[/IMG] i6.tinypic.com/157j04m.jpg[/IMG] i4.tinypic.com/10nxl43.jpg