شعر وخاطرات
تورا در دستانم می گیرم وبه تو خواهم گفت چقدر دوستت دارم می دانی چقدر برای تو گریه کردم چقدر بی تو در تنهایی هام با تصویر تو زمزمه ها کردم من: به نسیم گفتم تا بگویدت اینجا من منتظره تو خواهم ماند چه جایی حرف می ماند وروانی اشکهایمان گویایی فاصله هاست چه جایی حرف می ماند میان من وتو وقتی به نگاه تو آمیخه می شوم وپنجره چشمانم را ریزش باران اشک می گیرد ودیگر تصویر تو را ندارم دست به زیر چهره مهربان می گیرم اشکهای تو را از چشمانت پاک می کنم اینک : من می سوزم برای تو وتو را دلداری می دهم به تو می گویم : بگیر مرا در آغوش مهر بانی ات وتوبا بوسه ای قلبی که سالهاست برای تو مجروح مانده وخواهد ماند

که سکوت تو و من 


مرحمی می نگاری بر قلبم
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |











