تاريخ : شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت: 8:41
دیگر نگو از بی وفایی وتنهاییکه چشمانم برای توست![]()
که من در پشت پنجره ای عشق تو ایستاده ام![]()
دیگر نگو از تنهایی با من باش![]()
که اینک با توام و کنار چشمان توام![]()
فراموشم نکن فراموش کن خط بی وفایی ام را![]()
فراموشم نکن وبامن بمان![]()
تا آخرن نوشته هایی عاشقی ام![]()
تا اخرین کلام عشق![]()
تاريخ : شنبه نهم آبان 1388 ساعت: 8:29
به کدامین کلام تو ایمان بیاورمکه هر بار مرا می شکنی![]()
باورم نیست که مرا می خوانیم به عاشقی![]()


ودر پس پرده ای اندیشه ات مرا عروسکی می بینی![]()
من به کدامین نگاه توام![]()
تومرا تسکین به نگاه ظاهره خویش می دهی و![]()
در حقیقت نگاهت به مرگ می خوانیم![]()
به کدامین نگاه تو باشم![]()


تاريخ : یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت: 9:41
فصل شکستن منفصل مردن و برگ ریزان عاشقی من است![]()
می آید نسیم پاییزی باسفیرمرگ![]()
که فصل خاموشی روزهایی آخره عاشقی است![]()
اینک :زردی رخسار مرا می بینی با چشمان پراز شبنم اشک صبحگاهی![]()
با تنی تنها و خاموش در زیره چنگال های پاییزیی عشق![]()
تو مرا میشناسی ![]()
روزگاری حنجره ام نوایی تو بود![]()
باسروده های عاشقانه![]()
واکنون می بینی مرا خاموش وبی صدا![]()
در مقبره ای تنهایی ![]()
رهاشده وخاموش. ![]()
تاريخ : پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت: 9:29
سرنوشت من این بود با توعمری رابا قلم عاشقی توبودم وبا رویایی تو زمزمه آرزوهایم را می نوشتم
وبرای تو می نوشتم اندیشه ای زندگی را
اینک توبا آب سرد عاشقی
آتش نغمه سرایی مرا به یاس وناامیدی خود خاموش ساختی
کاش نمی سوزاندیم
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت: 8:7
باز کن چشمان پراشک مرا باز کنحسرت یار دیگر را دارم در دل
دیر زمانی در نیمه راه عشقم
دیر زمانی است با دلی سوخته در راهم
وتو می دانی آوارگیم را
توی که با نگاه مهربانت مرا می خوانی
واشکهایم را با دستان مهربانت پاک می کنی
واکنون مرا آرام آرام به آغوشت گرمت می خوانی
تاريخ : شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت: 7:59
نگاهم میکنی باچشمان پراز محبت وعشقوبرایم آوازه ای گرمی دل را برسینه ام می سرایی
وقتی آغوش گرم تورا به سینه می چسبانم
به چشمان پرمحبت تو می نگرم
زیره چتر عاشقی ام برایت به سینه ای سوخته ات
این جمله را همواره می نویسم
دوستت دارم دوستت دارم نگاره زندگی ام
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 ساعت: 5:12
با دلی پاک آمدیبا چشمانی پراز اشک محبت
آمدی تا پنجره ای پاک عاشقی را
به روی چشمانم باز کنی
تا گوهر پاک عاشقی را بابوسه ای لبریز از عشق
به سینه ای خاموشم زمزمه کنی
واینک :«چشمان منتظره مرا خواهی دید
ولحظه هایی که بی تو برای من نبود زندگیست
دوستت دارم همیشه
تاريخ : یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت: 4:26
گرمایی دستانت از آتش درونت می گفتونگاهت از مستی چشمانت
بااولین بوسه ای تو دیوانه شدم
وگرمای آغوشت مرا دیوانتر
هنوز در تب وتاب توام وگرمایی آغوشت
ونگاهی که رده نگاه مرا دنبال می کند
بیا که بی صبرانه تورا می خوانم
تاانتهایی سکوت تا انتهایی شب
دوست دارم دوست دارم همیشه
تاريخ : شنبه چهارم مهر 1388 ساعت: 12:39
برای من نیم نگاه گرم تو کافیستبرای من تنهایک تصویر از چشمانت کافیست
تو ستاره ای زندگی منی
با تو آرامش را برزندگی می نوسم
شاید رویایی توراباز ببینم
در یک شب مهتابی ای ستاره ای من
زندگی من
تاريخ : دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت: 9:32
وقتی دونه های اشک چشمانت رابه گونه هایت هدیه می دادی
زمزمه ای همنوایی نگاه معصومت مرا می خواند
گویی بر سینه ای سنگ دلی من
نجوایی بی سامانی خود رابی من ندا می دادی
ومن صدایی زجهایی دل سوخته ای تورا می شنیدم
تو با گرمی چشمانت رسم عاشقی را 
نشانم دادی ومن با دل بی فروغم
هنوز بیگانه
کاش پیش ازاین مرا
با نجواهایی عاشقانه ات می خواندی
وچشمانت را بیش ازاین رنج دوری نمی دادی
اینک: به آغوشم بیا
ومرا با گرمی نگاهت بسوزان