تبليغاتX
محبوب من
شعر وخاطرات
شاید بدونی کی

زندگی دوچهره داره وادماش هم میشه دوچهره ای باشند

وقتی از نگاه خیلیا بهش نگاه می کنی

می بینی این ادم یکی از اون چهره هایه که

همه بهش بدو بیرا می گند

حالا به این سوال من جواب بده ای واقعا برای من

کی میتونه باشه به من راهنمایی کن

بیاو دستایی من بگیر و بهم جواب بده محبوبم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 8:45  توسط مجید | 

برای تو بودم  در آسمان عشق

اما با غرورت آسمان مرا به اشک تبدیل کردی

گر چه می دانستی بی گناهی مرا

اما ناباورانه صاعقه ای مرگ را برسینه ای اسمان من کوبیدیی

وچقدر برای داشتنت باران اشک ریختم

قلب مرا که خانه ای تو بود به خاکستر تبدیل کردی

وچه بد معشوقه ای بودی

با انکه می دانی گناهی نداشتم  با بیرحمی مهر خود سوزاندیش

کاش می دانستی که تورا چقدر وتنها تورا چقدر دوست دارم

واینکه برایم چیزی نماده تا دگر بار تقدیمت کنم

به یادتو می مانم و می سوزم

وتو با لبخندهای بی مهریت بر من ریش خند کن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 11:3  توسط مجید | 
بی نگاه تو ام

وقتی کنارتوام  آرامش عاشقانه ام را در صفحه ای دل بی قرارم

برای تو می نویسم

وقتی دستانت را با گرمی عشق می فشارم

به چشمانت می نویسم

تنها تورا دوست دارم

برایم بمان

تا آخرین ثانیه هایی زندگی

وقتی از نگاهت دور می شوم

بی قرارم وخاموش با سایه ای شوم تنهایی

تورا دوس دارم تا همیشه

تورا می نویسم بر خانه ای عشق

با من غریبی نکن

ودستانت را از من دور مساز

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 12:0  توسط مجید | 
گاه دل به اندیشه ای تو فرو می رود

گاه چشمه های آرزو ی با تو بودنم

بر گونه ها دیدارم با تو جاری می شود

از درون آه با تو بودن را زمزمه می کنم

وبا زمزمه های غریبانه ام با تو سخن می گویم

به تو می گویم مرا با مهربانی خود بخوان

وبرپیکره ای بی جانم به وقت مرگ

با مهربانیت بنویس

تو آزادی پس با آرامش به پیشم بیا

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:10  توسط مجید | 
دوباره نگاهم کن

شاید دلخونم  را

مرحمی زنی از بی نگاهی ات

دوباربرایم بگو

از ناگفته هایی ماند در دل

تا سینه ام فراخی یابد

ازتنگی دل

وبرایم بنویس

از رنج دوری

وباز مرا بخوان به زندگی

مجید

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 8:15  توسط مجید | 

با تو رنگها بیدار می شوند٬

با تو عشق معنا می شود٬

با تو خورشید٬ هر صبح به من لبخند می زند٬

با تو ماه٬ هر شام تلالؤ نقره فامش را نثارم می کند٬

با تو دنیا برایم زیباست٬

با تو زندگی جریان می یابد٬

با تو خدا را بهتر می فهمم و او نیز مرا بیشتر دوست خواهد داشت.

و بدون تو ...

                   من نیستم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 8:20  توسط مجید | 

نفس باد صبا

عشق از جنس طلا

دوری ودفع بلا

یاری از سوی خدا

همه تقدیم شما

دلتون همیشه بهاری

 

مطمئن باش و برو

ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه زشت

به من و سادگی ام خندیدی

به من و عشقی پاک

که پر از یاد تو بود

و خیالم می گفت تا ابد مال تو بود

تو برو ، برو تا راحتتر

تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم

 

م

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 7:47  توسط مجید | 
من یک خاطره یا یک داستان نیستم 

من یه بخش ازعمرو  زندگی جدا نشدنی توام

چه کسی می تونه بخشی از زندگی خودشو از

خودش جدا کنه حتی اگه سعی کنی فراموشم کنی

که نمی تونی باز من کنارت بودم باهات زندگی کردم

 
آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلوده اش را مستی رويا نبود
نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود
عکس شيدايی در آن آيينه ی سيما نبود
لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت
دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود
در دل بيدار خود جز بيم رسوايی نداشت
گرچه روزی همنشين جز با من رسوا نبود
در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود

برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 13:22  توسط مجید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 11:29  توسط مجید | 
این آخرین تلاشم

واسه بدست اوردنت

باور کن این قلب ونرو

این التماس آخره

چقدر می خوای تو بشکنی

غروره این شکسته رو

********************

این دل وعاشقش نکن

اگه منو دوست نداری

راحت بگو اگه می خوای قلب منو جابزاری

دلم پراز شکایت

اما صدام در نمیاد

می ترسم از دستم بری

کاری ازم بر نمی یاد

*******************

نرو نزار که بعد از این ** دنیا به عشق شک بکنه

هر کی دلش جایی دیکست**عشق رو بخواد ترک بکنه

نفس زدم از ته دل**معصومه این قلب به خدا

نزاربشه محال واسش**باوره عشق آدما

****************

مرگ دلم پای تو

اگه ازش گذر کنی

لب تر کنی رفقیتم

کافی با ما سر کنی 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 10:54  توسط مجید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با تو می مانم
با تویی مرا مست چشمانت نمودی
با تو می خوانم
با تویی آوازه زندگی را در نهان جانم زنده کردی
تو بمان محبوبم زندگی من
برایی من
برای با هم بودن
تا زندگی ابدی

پیوندهای روزانه
روزنامه
خبرها
اخبار
اخبار
هخبار گویا
اخبار
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
آرشیو موضوعی
شعر
نویسندگان
مجید
محبوبه
مجید
پیوندها
....
امراله
فریبا دیندار
ع.....
اشک
عسل
آوای عشق
کیانا
یاسمن
هستی
ریحانه
سنگ صبور
ندا
محبوبه عسل
mosighy
سخن
سخن 2
...
ع
ع2
....
س-ت
دست نوشته های من
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM