تبليغاتX
محبوب من
محبوب من

شعر وخاطرات

,بی نگاه عاشقانه ام

 گرچه می بینم تورا

بی نگاه عاشقانه ام

گرچه کنارتوام وباتو هرروز به انتظارنگاهی از تو 

می بینمت سردو خاموش

اما : اینجا در سینه ای من هنوز یادگاری تو هست با آرامش همیشگی ات

تورا دوست دارم تا نفس هست

اینجا من بی تو مانده ام به انتظار ت

به انتظاره روزی که برگردی

 

نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 9:58 توسط مجید| |

دیگر نگو از بی وفایی وتنهایی

که چشمانم برای توست

که من در پشت پنجره ای عشق تو ایستاده ام

دیگر نگو از تنهایی با من باش

که اینک با توام و کنار چشمان توام

فراموشم  نکن فراموش کن خط بی وفایی ام را

فراموشم نکن وبامن بمان

تا آخرن نوشته هایی عاشقی ام

تا اخرین کلام عشق

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 8:41 توسط مجید| |

به کدامین کلام تو ایمان بیاورم

که هر بار مرا می شکنی

باورم نیست که مرا می خوانیم به عاشقی

ودر پس پرده ای اندیشه ات مرا عروسکی می بینی

من به کدامین نگاه توام

تومرا تسکین به نگاه ظاهره خویش می دهی و

در حقیقت نگاهت به مرگ می خوانیم

به کدامین نگاه تو باشم

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 8:29 توسط مجید| |

فصل شکستن من

فصل مردن و برگ ریزان عاشقی من است

می آید نسیم پاییزی باسفیرمرگ

که فصل خاموشی روزهایی آخره عاشقی است

اینک :زردی رخسار مرا می بینی با چشمان پراز شبنم اشک صبحگاهی

با تنی تنها و خاموش در زیره چنگال های پاییزیی عشق

تو مرا میشناسی

روزگاری حنجره ام نوایی تو بود

باسروده های عاشقانه

واکنون می بینی مرا خاموش وبی صدا

در مقبره ای تنهایی

رهاشده وخاموش.

نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 9:41 توسط مجید| |

سرنوشت من این بود با تو

عمری رابا قلم عاشقی توبودم وبا رویایی تو زمزمه آرزوهایم را می نوشتم

وبرای تو می نوشتم اندیشه ای زندگی را

اینک توبا آب سرد عاشقی 

 آتش نغمه سرایی مرا به یاس وناامیدی خود خاموش ساختی

کاش نمی سوزاندیم

نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 9:29 توسط مجید| |

باز کن چشمان پراشک مرا باز کن

حسرت یار دیگر را دارم در دل

دیر زمانی در نیمه راه عشقم

دیر زمانی است با دلی سوخته در راهم

وتو می دانی آوارگیم را

توی که با نگاه مهربانت مرا می خوانی

واشکهایم را با دستان مهربانت پاک می کنی

واکنون مرا آرام آرام به آغوشت گرمت می خوانی

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 8:7 توسط مجید| |

نگاهم میکنی باچشمان پراز محبت وعشق

وبرایم آوازه ای گرمی دل را برسینه ام می سرایی

وقتی آغوش گرم تورا به سینه می چسبانم

به چشمان پرمحبت تو می نگرم

زیره چتر عاشقی ام برایت به سینه ای سوخته ات

این جمله را همواره می نویسم

دوستت دارم دوستت دارم نگاره زندگی ام

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 7:59 توسط مجید| |

با دلی پاک آمدی

با چشمانی پراز اشک محبت

آمدی تا پنجره ای پاک عاشقی را

به روی چشمانم باز کنی

تا گوهر پاک عاشقی را بابوسه ای لبریز از  عشق

به سینه ای خاموشم  زمزمه کنی

واینک :«چشمان منتظره مرا خواهی دید

ولحظه هایی که بی تو برای من نبود زندگیست

دوستت دارم همیشه

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 5:12 توسط مجید| |

گرمایی دستانت از آتش درونت می گفت

ونگاهت از مستی چشمانت

بااولین بوسه ای تو  دیوانه شدم

وگرمای آغوشت مرا دیوانتر

هنوز در تب وتاب توام وگرمایی آغوشت

ونگاهی که رده نگاه مرا دنبال می کند

بیا که بی صبرانه تورا می خوانم

تاانتهایی سکوت تا انتهایی شب

دوست دارم دوست دارم همیشه

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 4:26 توسط مجید| |

برای من نیم نگاه گرم تو کافیست

برای من تنهایک تصویر از چشمانت کافیست

تو ستاره ای زندگی منی

با تو آرامش را برزندگی می نوسم

شاید رویایی توراباز ببینم

در یک شب مهتابی ای ستاره ای من

زندگی من

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 12:39 توسط مجید| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت